به نام خداوندگار پاک

 تقدیم به آنانی که

 سوی چشمانشان به دنبال آن اوی  نیامده رفت و نه آن اوی  گمشده نیامده بازگشت ونه سوی چشمانشان

 

تقدیم به قلبهایی که هنوز هم تبدار وغریب در نیمه شبان یاد آنانی می کنند که رسم وفا کردن را با بی وفایی و نماندشان آموختند

 

تقدیم به دستهایی که در جهان مدرنیزه ما به دنبال نان داغ با ریحان می گردند.. 

تقدیم به روان آنهایی که برای باریدن باران دعامی کنند واگرنبارد دق می کنند و شایدهم می میرند

 

تقدیم به روح پاک کسانی که در عصر آهن و سیمان  به دنبال صدای نم نم باران ٍ مخلوط با عطر بهار نارنج های اوایل اردیبهشت می گردند .

 

تقدیم به کسانی که برای پژمردن یک شاخه نسرین سیاه می پوشند ..

   و شاید بزرگترین آرزویشان  بودن در کلبه ای بی سقف در یک شب آرام و مهتاب باشد

   و بزرگترین دردشان نخواند قناری  از روی دلخوشی

 و حضورهمیشه گیه پاییز در دل انسان مدرنیته

  و تنها دلخوشیشان شاید  سروها و کاجها باشند

 که بر خلاف انسان عصر ارتباطات

                                               هنوز و همیشه سبز مانده اند ..